سيد محمد كمره اى

325

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

و نيم . من به او براى حق الوكاله بدهم . باز پانزده هزار ديگر اضافه نمودم . به همين مقدار مذاكره [ شد ] و ختم پيدا نكرد . يعنى خواست من ممنون بشوم . گفتم چه امتنانى ؟ و نماينده و واسطه براى خير بودم ، حالا خودم گرفتار شدم . بعد سه نفرى از خارج آمدند . من و قاضى صلحيه بلند شده هركدام به‌سمت خانه . منزل محبوسين من رفتم منزل محبوسين ، به احتمال اينكه قاضى مرخص شده ديدم هر چهار هستند . تفصيل را پرسيدم ؟ قاضى گفت بعد از اينكه تجويز نمود كه بايد براى مرضى كه در ايام حبس بر شما عارض شده مدتى معالجه نمائيد و با يك عريضه خودم تصديق طبيب را به وزارت داخله فرستادم ، وزارت داخله هم حكمى به نظميه نوشت كه از من كفيل گرفته مرخصم نمايند . حكم را در نظميه رد نمودند و گفتند قابل اجرا نيست . به وزارت داخله مجددا اظهار شد باز وزارت داخله تجديد حكم نمود . معاون نظميه گفت ويستادهل در شميران است . بعد از آمدن جواب فرستاده مىشود . خيلى تعجب نمودم كه نظميه تمرد از حكم وزارت متبوعه خودش مىكند . ترحيم سلطان محمد خامس بعد بلند شده ساعت سه به خانه آمده ، احمد هم رسيد . شام نان و پنير و تره خورده ، احمد گفت در كتابخانه خلخالى بودم فوق العاده منتشر شد كه فردا از چهار به ظهر تا ظهر در سفارت عثمانى مجلس ترحيم سلطان محمد خامس پادشاه عثمانى منعقد است . بعد خوابيده . اواخر شب هوا مختصر باران مىباريد . اقتدار الدوله و گندم عراق دوشنبه ششم شوال . - بين الطلوعين بلند شده بعد از بار كردن سماور و گردش متفكرانه در باغچه‌ها و خوردن چايى و قدرى تحرير ، چهار و نيم به ظهر منزل عين الممالك رفته چون مىخواست برحسب وعده عز الملك و آقا ميرزا داود خان به منزل اقتدار الدوله برود فقط مختصر چايى و اظهار نمودند كه اقتدار الدوله ديروز عصرى آمده بود اينجا و مىگفت كه از عراق امين ماليه آنجا نوشته بود كه